در دنیایی که آدمها برای دیده شدن، حنجرههایشان را به حراج میگذارند و نامشان را بر سردرِ خانهها حک میکنند، مردانی هستند که با «ردّ پا» غریبهاند؛ همانهایی که شناسنامههایشان بوی اخلاص میدهد و در جیبهایشان، به جای اعتبارِ دنیوی، عهدنامهای با خدا ورق میخورد