وطن دوستان ؛کاسبان منصف ایران زمین
هرچند جنگ از نگاه کلی امری ناپسند است اما به واقع یک میدان آزمایش بود، یک دوراهی و آوردگاه سخت که انتخاب کنیم هنگامی که پیکر مادرمان زخمی از تیر ناکسان است ما برایش فرزندی خلف و منصف باشیم یا بی انصاف!
چهره واقعی خیلی از مردم در این جنگ برای همگان عیان شد، در واقع نقاب از چهره خیلی از افراد جامعه ما افتاد و مردم روی حقیقی آنها را مشاهده کردند.
از مرغ فروش محل ما که می گفت: مرغ ببرید، نگران پولش نباشید، هروقت داشتید پرداخت کنید؛ تا نانوایی محل که دیوار نویس کرده بود و زیپ کیپ های محتوی اسکناس را چسبانده بود به دیوار نانواییش، تا هرکسی بضاعت مالی ندارد از کیسه های بالا انتخاب کند و نان رایگان دریافت کند.
اینها نمونه هایی کوچک و اندک از صدها و هزاران کاسب منصف ساکن در این مرز و بوم هستند که در دارایی مادیشان تخفیف دادند.
بر نداری مردم صبر پیشه نمودند که مردم آرامش داشته باشند و در این شرایط استرس زا؛ داشتن قرصی نان یا بهره مندی از گوشت مرغ، دغدغه ای دیگر بر فشارهای روحیشان نیفزاید.
در این میان هم کسانی بودند که نه تنها انصاف نداشتند بلکه در ازای مقداری ناچیز از بهای مادی، شرافتشان را هم با دشمن معامله کردند .
همین اندک خود فروخته گان خود تحقیر؛ از مراکز حساس و حیاتی کشور عکس می گرفتند و به دشمن گرا می دادند و عزت و شرف خود را به بهایی ناچیز می فروختند.
در ریختن خون همنوعانشان با جنایتکاران روزگار شریک شدند و خسران دنیا و آخرت را کاسب شدند و در مقابل؛ انبوه مردمی هم بودند که جان و مال و فرزند را در میدان آوردند برای اینکه سایه امن مادرشان ایران بر سر این مملکت استوار بماند.
اینان همان مردم بااستقامت و باشرفی هستند که چه در روزهای اول جنگ که رییس جمهور متوهم آمریکا تهدید به نابودی ایران با بمب اتم می کرد و چه زمانی که صدای مداوم جنگنده های بالای سرشان ؛ جان و سلامتی و آرزوهایشان را تهدید می کرد و هر لحظه امکان یورش ستون پنجم دشمن (همان شورشیان قمه به دست ) که امنیت جامعه را تهدید می کرد وجود داشت با این حال مقاومت کردند و ذره ای در اراده مستحکمشان خللی وارد نشد.
زیر فشار روانی در شرایط بد جوی(باران و تگرگ و گرد و خاک) میدان را برای جولان سرسپرده های دشمن خالی نکردند؛ استقامت ورزیدند که مبادا خیابان خالی شود و دشمن با جنگ داخلی کشور را به راحتی به کمک نوکران داخلیش فتح کند.
این افراد هم کاسب بودند، اما نه با مادیات، بلکه بهترین داشته هایشان را به میدان آوردند.
نیروهای امنیتی، بچه های پای لانچر، قایق نشینان حافظ بندر و تنگه، حتی سخنگوی ستاد مشترک نیروهای مسلح که با بیانیه های قوی و روحیه بخشش زمانی که برای دشمن رجزخوانی می کرد؛ باعث دلگرمی مردم می شد، همه اینها عاشقانه کاسبی کردند.
آنان که در ایست و بازرسیها داوطلبانه مشغول به کار شدند و جان عزیزشان پر کشید حتی ذره ای از جسم پاکشان پیدا نشد؛ جوانان رشیدی که در هنگ های مرزی ناحوانمردانه تکه تکه شدند و جان شیرین فدا کردند همه با خدا کاسبی کردند.
جان عزیز را در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم راه استقلال و آزادی این کشور کردند.
نیروهای جهادی ای که از اقصی نقاط کشور بدون هیچ چشمداشتی به تهران و دیگر شهرهای آسیب دیده رفتند و یاریگران بیادعای خانواده های آسیب دیده شدند و در پاکسازی و نظافت منازل این خانواده ها جهادگونه و بدون منت اقدام کردند،شرافت و انسانیت را معنا بخشیدند.
مسئولان و فرماندهان عزیزی که پیش قراول کاروان شهدا در این جنگ شدند و کودکان معصوم و بی پناه مدرسه شجره طیبه میناب که فدایی عزت و آزادی و آزادگی این کشور شدند؛ همگی شرف را معنا بخشیدند.
در این میان رهبر حکیم و فرزانه انقلاب که با وجود اطلاع از تهدید دشمن می توانست در پناهگاه بماند و جانش را نجات دهد اما سرافرازانه و سربلندانه همراه با جمع زیادی از مردم این مرز و بوم ، در محل کارش ماند و شهید شد و با شهادت مظلومانهاش ثابت کرد که هیچ رهبری اندازه ی او عاشق خاک و مردم و وطنش نبوده و نیست.
او منصف ترین کاسب جنگ بود که جان و مال و خانواده اش را فدای سربلندی این کشور کرد.
آری! تاریخ هرگز فرآموش نخواهد کرد، عده ای وطن و شرف شان را فروختند؛ خیانت کردند، در ریختن خون هموطن شریک شدند و بیشتر از دشمن به کشور آسیب زدند و وطن را معامله کردند.
اما! در مقابل رهبر شهید، فرماندهان نظامی اعم از سپاه و ارتش و فراجا و نیروهای پای لانچر و نیروهای هوافضا و رکن اصلی دوام این کشور( مردم باغیرت) منصف ترین کاسبانی بودند که جان را باعزت معامله کردند.
درود خداوند بر همه انسانهای با شرفی که از آغاز پیدایش سرزمین ایران تا کنون، برای عزت و اعتلای این سرزمین جان دادند و خون دل خوردند.
در معامله منصف باشیم هم با خدا و هم با بندگان خدا
#کاسب_منصف
نویسنده: پروینصمیمنیا
بدون نظر! اولین نفر باشید