وقتی سکوت ما، فریاد دشمن می شود
✍ پروین صمیمنیا
در دنیای پرهیاهوی امروز، تاریخ چهل و هفت ساله پایداری ایران عزیز گواهی میدهد که سرنوشت ما بیش از آنکه در میدانهای نظامی و زیر غرش توپها رقم خورده باشد، در پهنه وسیع و نامرئی «سنگر روایتها» شکل گرفته است. حقیقتِ تلخی است که باید با آن روبهرو شد در عصر بمباران بی وقفه اطلاعات، حق داشتن به تنهایی برای پیروزی کافی نیست؛ چرا که در نبرد ذهنها، پیروز نهایی کسی است که زودتر، هوشمندانهتر و صادقانهتر روایت میکند.
اگر به سال ۵۷ بازگردیم، میبینیم که انحصار رسانهای رژیم پهلوی نه با تکنولوژیهای پیچیده امروز، بلکه با جادوی «نوار کاست» در هم شکسته شد؛ امروز اما گوشیهای هوشمند در دستان نسل جوان، امتداد همان کاستهای انقلابیاند، با این تفاوت که سرعت انتقال پیام، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است. در چنین شرایطی، هر کجا رسانههای داخلی ما به نام مصلحتسنجیهای سلیقهای یا ترس از نقد، دچار «لکنت زبان» شوند، در واقع فرش قرمزی برای امپراتوری رسانهای دشمن پهن کردهاند.
وقتی صدایِ واقعیت از حنجرههای داخلی شنیده نشود، پژواکِ دروغ از حنجرههای بیگانه، گوشها را فتح خواهد کرد.
امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام توان، اتاقهای فکر خود را به کار بستهاند تا از مسیر «ترور امید»، مردم را در فضای ناامنی و ترس رها کنند. آنها به دنبال جابهجا کردن جایگاه «شهید و جلاد» هستند و در این میان، نبودِ فضای نقد دلسوزانه، بزرگترین هدیه ما به جادهصافکنهای دشمن است. رسانه تراز انقلابی نباید و نمیتواند میان «دفاع از اصل نظام» و «نقدِ کژیها» دیوار بکشد؛ چرا که پادزهر جنگ شناختی و روانی دشمن، نه سکوت و انفعال، بلکه «پیشدستی در خبررسانی» و «شجاعت در بیان حقیقت» است.
اگر ما صادقانه با نسل جدید سخن نگوییم، آنها حقیقت را در پشت پنجرههای غبارآلود بیگانه جستوجو خواهند کرد.
باید واقعبین بود؛ آنجا که رسانههای داخلی به دلیل مصلحتسنجیهای سلیقهای دچار «لکنت» میشوند، فضا برای مانور رسانههای معاند باز میشود.
وقتی صدایِ واقعیت از داخل شنیده نشود، پژواکِ دروغ از خارج گوشها را پر میکند.
نبودِ آزادی بیان در نقدِ دلسوزانه، بزرگترین هدیه به دشمن برای «کشتهسازی»، آمارسازی کذب و جادهصافکنی برای جنگ روانی است.
صیانت از حقیقت و ایستادگی در برابر ارتش رسانهای غرب، با بستن دهانها یا نادیده گرفتن پرسشها محقق نمیشود.
پیروز میدانِ فردا کسی است که در میانه بحران بایستد، سواد رسانهای جامعه را ارتقا دهد و اجازه ندهد دروغهای رنگآمیزی شده، جای واقعیتهای روی زمین را بگیرد.
تداوم این مسیر در قرن جدید، بیش از هر چیز به سعهصدر، صداقت و عبور از فیلترهای سلیقهای نیاز دارد تا هیاهوی اقلیت معاند، بار دیگر بر حقیقتِ اکثریت سایه نیندازد.
ما برای عبور از این پیچ تاریخی، محتاج رسانهای هستیم که به جای تماشاگری، روایتگری کند و پیش از آنکه دشمن بر ذهنها آوار شود، بنای تبیین را برافرازد.
بدون نظر! اولین نفر باشید