آب در کوزه و ما تشنه لبان فرهنگیم
✍راضیه صمیم نیا
آب، مایه حیات، سرمایهای است که تداوم زندگی انسان و طبیعت به آن گره خورده است.
در دهههای اخیر، با تشدید تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و الگوهای نامناسب مصرف آب، ایران به یکی از مناطق پرتنش آبی جهان تبدیل شده است.
بحران آب در ایران امروز، نه یک پیشبینی، بلکه یک واقعیت تلخ است. سهم بزرگی از این بحران، ریشه در فرهنگ مصرف ما دارد. تا زمانی که آب را کالایی بینهایت بدانیم، هرگونه تلاش برای مدیریت منابع، ناکام خواهد ماند.
امروز، مسئله کمآبی دیگر صرفاً یک چالش مدیریتی یا مهندسی نیست؛ بلکه در وهله اول، یک بحران فرهنگی است که نیازمند بازنگری عمیق در نوع نگاه ما به این گوهر نایاب است.
تا همین چندی پیش، آب به مثابه نعمتی بیپایان در نظر گرفته میشد که بهطور طبیعی در دسترس همگان قرار دارد. اما واقعیت امروز این است که منابع آب شیرین تجدیدپذیر، محدود شدهاند. تا زمانی که این باور در سطح جامعه اصلاح نشود، تلاشها برای بهبود زیرساختها و پروژههای عمرانی آبرسانی به تنهایی ثمر نخواهد داد.
چرا فرهنگ مهمتر از زیرساخت است؟
صرفهجویی تنها به بستن شیر آب هنگام مسواک زدن محدود نمیشود. این مفهوم گستردهتر شامل مصرف پایدار آب است که در سه سطح باید نهادینه شود:
_سطح خانوار و فردی:
استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (سردوشهای کممصرف، شیرآلات اهرمی).
کاهش زمان دوش گرفتن .
اصلاح عادتهای روزمره (مثل پرهیز از شستشوی؛ حیاط با آب شرب).
_سطح کشاورزی و صنعت؛ فرهنگ مصرف پایدار، کشاورزان را به استفاده از روشهای نوین آبیاری (قطرهای و بارانی)، تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کمآببر و استفاده از فناوریهای تصفیه و بازچرخانی در صنایع سوق میدهد.
_سطح آموزش و حاکمیت
آموزش مفاهیم مدیریت منابع آب از سنین پایین در مدارس.
شفافسازی وضعیت منابع آبی کشور برای ایجاد حس مشارکت عمومی.
فرهنگ صرفهجویی به معنای خشکدستی و محرومیت نیست؛ بلکه تعریف واقعی آن، بهرهوری حداکثری و استفاده بهینه از هر قطره آب است.
برخی صرفهجویی را نوعی محرومیت میپندارند، در حالی که در واقع، این عمل یک سرمایهگذاری عقلانی برای تضمین آینده نسلهای بعد است. هر قطره آبی که امروز مدیریت میشود، نه تنها از فرونشست زمین، خشک شدن تالابها و افزایش مهاجرتهای آبی جلوگیری میکند، بلکه امنیت غذایی و سلامت جامعه را نیز تضمین مینماید.
ساختن فرهنگ صرفهجویی و مصرف پایدار آب، یک پروژه یکباره نیست، بلکه یک فرایند مستمر اجتماعی است. باید بپذیریم که آینده آب ایران، نه در دل سدها، که در عمق فرهنگ و تغییر رفتار ما نهفته است. وقت آن است که به جای انتظار کشیدن برای باران، رفتار خود را تغییر دهیم و از یک ملت مصرفگرا به یک ملت حافظ آب تبدیل شویم.
ما در نقطه عطف تاریخی قرار داریم؛ یا با بیداری فرهنگی، مصرف آب را تبدیل به یک ارزش اجتماعی میکنیم، یا تسلیم خشکی و بحران خواهیم شد. وظیفه امروز ما، نه تنها حفظ آب موجود، بلکه بازسازی فرهنگ از ریشه است.
بیایید بپذیریم، آینده آب ایران، نه در دل سدهای عظیم، بلکه در کوچکترین رفتار روزمره ما نهفته است. هر قطره، یک رأی برای فردایی سبز و پایدار است
بدون نظر! اولین نفر باشید