زنان سرمایه های پنهان
✍ نگار صمیم نیا
وقتی نیمی از ظرفیت کشور، به حاشیه رانده میشود. وقتی آمارهای رسمی اشتغال زنان را میبینم، نمیتوانم احساس نارضایتی عمیق و مسئولیت اجتماعیام را پنهان کنم.
اما این آمارها فراتر از اعداد هستند؛ آنها گویای وضعیت سرمایههای انسانی کشور ما هستند.
اجازه دهید از یک واقعیت شروع کنم: من و دیگر زنان کشورم با تلاش بسیار، در عرصههای علمی پیشتاز بودهایم. منکر این نیستم که اکثریت کرسیهای دانشگاه را در اختیار داریم و از نظر دانش و تخصص، در اوج آمادگی هستیم. اما چه اتفاقی میافتد که این سرمایه بزرگ، در بازار کار به هدر میرود؟
از کل نیروی کار متخصص کشور، سهم ما همچنان در محدوده ناچیز ۱۳ تا ۱۹ درصد باقی مانده است. این یعنی ما بخش عظیمی از ظرفیت و تخصص را قفل کردهایم. نرخ مشارکت اقتصادی زنان ۱۳ درصد است! من این عدد را نشانهای از موانع ساختاری جدی میدانم که فعالترین نیروها را از حضور در چرخه اقتصاد بازمیدارد. سهم زنان از کارآفرینی و کسبوکارهای نوپا، زیر ۲۰ درصد است. من میبینم که خلاقیت و نوآوری ما، آنطور که شایسته است، فضا برای رشد پیدا نکرده است.
اما سؤال اینجاست: هزینهی نادیده گرفتن این سرمایه انسانی چقدر است؟
پاسخ صریح است: هزینه آن، تأخیر در توسعه و رکود اقتصادی است. وقتی زنان تحصیلکردهای که میتوانستند کارآفرین، مدیر، و نیروی متخصص باشند، به دلیل فقدان زیرساختهای حمایتی، تبعیضهای پنهان یا موانع فرهنگی، از بازار کار خارج میشوند، این تنها یک آسیب شخصی نیست. این یک آسیب ملی است؛ چرا که چرخه تولید، نوآوری و رشد اقتصادی ما، نیمی از نیروی بالقوه خود را از دست میدهد. من باور دارم این امر موجب میشود نتوانیم از چالشهای اقتصادی عبور کنیم و در مسیر پیشرفت از کشورهای مشابه عقب بمانیم.
من معتقدم که ما دیگر نباید سرمایه پنهان باشیم. این یک مطالبه برای برابری نیست؛ این یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی است. من میدانم جامعهای که زنان متخصص و تحصیلکردهاش را به حاشیه میراند، در واقع چشم خود را بر روی مهمترین عامل پیشرفت و توسعه بسته است.
من میخواهم با آمار و ارقام، این واقعیت را فریاد بزنم و مطالبهگر باشم. مطالبه من، فراهم شدن فرصتهای برابر است تا این سرمایههای عظیم به طور کامل فعال شوند و مسیر توسعه کشور را هموار سازند.
بدون نظر! اولین نفر باشید